

سلام اینم کد کل شکلکهای مخفی یاهو که میتونید موقع چت کردن استفاده کنید
http://www.asandownload.com/links/archives/11266.php
منبع سایت آسان دانلود
نظر تون چیه؟
| دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 11:23 | توسط:یونس | ||||
| سلام من این سریال مستندوار رو تا قسمت 19 دیدم.خیلی دلهره اور بود.نمیدونم باور کنم یا نه.وحشتناک بود.ما تو چه دنیایی داریم زندگی میکنیم.به نظر شما واقعیته؟ | |||||
باید بگم متاسفانه بله همه ما خوابیم
ولی دیر نشده باید از الان به فکر باشیم
پیشنهاد میکنم برای اطلاعات تکمیلی برید دنبال سخنرانی های علی اکبر رائفی پور
دوستانی که مستند رو ندیدن حتما ببینن
نظر یادتون نره
موفق باشید
علیرضا![]()
سلام دوستان به بهانه پخش مستند (ضهور بسیار نزدیک است)قصد دارم یک مستند رو بهتون معرفی کنم تا ببنید دوستانی که در تهران هستند و اینترنت سرعت بالا ندارند میتونن بهم ایمیل بزنن و حضوری بیان بگیرن
اسم مستند The Arrivals هست توسط یک کارگردان عرب تبار در سال ۲۰۰۸ ساخته شده و حالا که سری جدیدش به دستم رسیده حیفم میاد دوستان نبینن
واسه دانلودش برید به این لینک
خواهش دارم حتما به صورت پیوسته و از اول به آخر کامل ببینید
اونایی که دیدن حتما نظر بدن متشکرم
خدانگهدار
چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی؟
یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی!
فرشته دوست داشتنی! بهار مبارک. ![]()
![]()
![]()
![]()
وروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی یاد آور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید را به شما تبریک می گویم. امید که سال جدید برایمان کرداری نیک، گفتاری نیک و پنداری نیک به ارمغان آورد.
بیامد شاهد شیرین نوروز
بنازم سفره هفت سین نوروز
ز چشم ابر نیسانی در این فصـل
بریزد اشـک مشک آگین نوروز
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را...
نوروز ۹۰ بر شما مبارک
انگاری غلغله ی محشره چارشنبه سوری
گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری
رسم خیلی خوبیه اگه خرابش نکنیم
واسه من فشفشه یادت نره چارشنبه سوری
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
شوهر خوب مگر گیر کسی می آید؟![]()
در خواب بدیدم ۷ دختر لاغر، ۷ پسر چاق را خوردند!
تعبیر: قحطی شوهر در راه است!![]()
درد دل یک دختر دم بخت:
اول دبستان خواندیم آن مرد آمد.
سالها از آن روز می گذرد، هنوز اون مرتیکه نیومده!![]()
سلام من احسانم یكی به من گفته كه دوستت داره...
تو می شناسیش و دوست صمیمی تو هم می شناسدش...
طرح روحیه دادن به دختران دم بخت!![]()
تو نمونه ای، واقعا نمونه ای... باور کن نمونه ای
...
...
لطفا فردا قبل از ساعت 8 خودت رو تحویل آزمایشگاه بده!
دلم نمیاد اذیتت کنم، آخه خدا گفته با حیوانات مهربان باشید!
سوسک ! سوسک ! ... توروخدا بيا بکشش ، من مي ترسم!!!
مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد!![]()
سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟![]()
عزیزم جات تو دلمه!
...
...
فقط جاتو خیس نكنی!
عیدی من به شما یک عدد کارت شارژ ایرانسل...خراش دهید██████████ حالا هی بگو من بدم
باسلام، نظر به اینکه جنابعالی تاکنون در کلیه امور زندگی ری...اید، شرکت ایزی لاف پوشک بزرگسالان را با تخفیف ویژه به شما عرضه می کند!
اس ام اس ما را باز می کنی؟ بدهم پدرت را در بیاورند پدر سوخته. می دهم پدر پدر سوخته ات را در بیاورند اس ام اس ما را می خوانی؟ پاکش کن پدر سوخته، تو خجالت نمی کشی پدرسوخته؟! اس ام اس ما را پاک می کنی؟!
خدا شونه هامون رو فقط برای این که کوله بار غممون رو روش بذاریم نیافریده،
آفریده که بعضی وقتها بندازیمشون بالا و بگیم: “به من چه!”
——-*——-
این یه تار موی تو هست که به دنیا نمی دم، حتی اون شپش وسطشو!![]()
![]()
خدایا سهمیه این دل ما رو تو کدوم کارت می ریزی که به دل ما چیزی نمی رسه؟!
ای کاش محبت اثری داشته باشد
معشوق ز عاشق خبری داشته باشد
کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر
قربان رفیقی که وفا داشته باشد
زندگی قافیه ی باران است، من اگر پائیزم و درختان همه بی برگ شدند، تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی![]()
![]()
![]()
آرام ترین تپش قلبم را تقدیمت می کنم تا بدانی آرام بخش وجودم تویی.
چه کنم دست خودم نیست که عاشق شده ام
روز و شب محو تماشای شقـایق شده ام
دیگر از عقربـه و ثانیـه ها بیزارم
چه کنم مضحکه ی چشم دقایق شده ام
یه آسمون محبت، یه کوله بار صداقت، یه دشت پر ستاره، پر از گل هاى لاله
براى قلب صافت، هدیه به روى ماهت!
زندگی تعداد نفس ها نیست، تعداد لبخند های کسی است که دوستش داری،
سعی کن بیشتر از پیش بخندی...
زندگی تعداد نفس ها نیست، تعداد لبخند های کسی است که دوستش داری،
سعی کن بیشتر از پیش بخندی...
S/9> >/> jI >I> SI
فارسیه، با دقت بخون. نوشته: ای داد از درد دوری!
سلام ، حالم خیلی بده، مغزم دیگه کار نمی کنه. رفتم دکتر، گفت ۲ راه بیشتر نداری:
یا ICU یا I SEE YOU![]()
لوتی ترین اس ام اس سال:
عشق تو مرا نموده قاطی / ما نوچه ایم و تو گنده لاتی!
به گزارش مرکز هواشناسی، آسمان امروز کمی تا قسمتی ابری همراه با بارش ملایم هواپیما خواهد بود!
من دیگه از این زندگی خسته شدم...
ولم كنيد می خوام برم سوار هواپیما بشم!
شنیدم خورده ای سرما جدیداً / و حتی می کنی سرفه شدیداً
اگر حالت مساعد گشته امروز / دعایت کرده ام بی شک عمیقاً
مراحل طول عمر یک زیرشلواری در شهر اصفهان:
زیرشلواری -> شلوارک -> شورت -> دمکنی -> دستگیره -> دستمال جیبی -> گردگیر -> نخ دندان
راستی شنیدم تو کودکی اون قدر مهربون بودی که شبها به گلهای قالی آب می دادی.![]()
بچه ها نظر یادتون نره ها حداقل تبریک عید واسه اینکه خستگی از تنم در بیاد مرسی بای تا آپ بعدی![]()
![]()
![]()
سلام
علیرضا
Leonardo_BKF@Yahoo.com هستم به هممه دوستای گلم سلام عرض میکنم و از ته دل میخوام که هر جا باشید دلتون شاد باشه و لبتون خندون
تو رو خدا منو ببخشید اگه دیر به دیر آپ میکنم درسای دانشگاه سنگینه اونم واحد ما با استادای سختگیرش
مجبورم بیشتر درس بخونم
الان که سرم خلوته فرصتو مناسب دیدم و یه آپ توپ واستون گذاشتم بخونید نظر دادنم یادتون نره ها
عیدتونم تبربک میگم فقط شیرینی و تخمه و اینا زیاد نخوریدا
پسته خوبه ![]()
خوش بگذره



هفت سین (بیچاره مرده چی کشیده)
خانمی با همسرش گفت این چنین:
کای وجودت مایه ی فخر زمین!
ای که هستی همسری بس ایده آل!
خواهشی دارم... مکُن قال و مقال!
هفت سین تازه ای خواهم ز تو
غیر خرج عید و غیر از رختِ نو
"سین" یک، سیّاره ای، نامش پراید![]()
تا برانم مثل برق و مثل باد
"سین" دوم، سینه ریزی پُر نگین
تا پَرَد هوش از سر عمّه شهین!
"سین" سوم، یک سفر سوی فرنگ
دیدن نادیده های رنگ رنگ
"سین" چارم، ساعتی شیک و قشنگ
تا که گویم هست سوغات فرنگ!
"سین" پنجم، سمع دستورات من!
تا ببالم من به خود، در انجمن!
...
آنگه، آن بانو، کمی اندیشه کرد
رندی و دوز و کلَک را پیشه کرد!
گفت با ناز و کرشمه، آن عیال!
من دو "سین" کم دارم، ای نیکو خصال!
...
گفت شویش: من کنون یاری کنم
با عیال خویش، همکاری کنم!
"سین" ششم، سنگ قبری بهر من!![]()
تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن!
"سین" هفتم، سوره ی الحمد خوان...
بعد مرگم، بَهر شوی بی زبان!

عاقبت خیانت به همسر

عاقبت سر به سر گذاشتن با اسب آبی
عاقبت خیانت به همسر

سلام خوبید دوسان دلم واسه همه بچه های وب تنگ شده
این آپ آخر تابستونه دیگه تا چند وقت آپ نمیکنم چون درسا داره شروع میشه الانم اومده بودم سایت دانشگاه شهریه بربزم به حسابشون کوفتشون بشه ترمی ۱ تومن الکی الکی میگیرن به قول دوستم یه روز تو دانشگاه داشتم میگفتم چه گلای قشنگی گفت زیاد ذوق نکی قبلا پولشو ازت گرفتن اینجا به در و دیوارشم نگاه میکنی باید پول بدی
شما یادتون نره مارو لینک کنید به توقسمت نظرات هم واسمون اس ام اس قشنگ بزارید به اسم خودتون میزاریم تو وبلاگ
دوست دار شما
علیرضا
Leonardo_BKF@Yahoo.com
خدایا هر بلایی را از کشورهای مسلمان جهان دور کن چون اگه اتفاقی واسه اونا بیافته ما باید پولشو بدیم![]()
شعار ازدواج بسیجی: توپ،تانک،دسته بیل دختر فقط با سیبیل
این یکی به اون یکی دو تا انگشت نشون می ده، می گه: این چند تاست؟
اون یکی می گه: کدوم یکی؟!
کدومو دوست داری برات بفرستم؟
قل(ب)م
ر(و)حم
ج(س)مم
یا حروف داخل پرانتزو؟
عجب دنیاییه! قلب منه، واسه منه، تو سینه ی منه، اما واسه تو می تپه!
ما وقت، بی وقت، دم وقت، اول وقت، وسط وقت، آخر وقت...
خلاصه همه وقت به یادتیم!
دستت رو بذار روی نصف صورتت...
به این پدیده می گن "ماه گرفتگی"![]()
![]()
کلاغ ... پر
گنجشک ... پر
دل ما واسه تو ... همیشه پر پر پر
برتن ما نکند آتش دوزخ اثری. چون به آتشکده مهر شما سوخته ایم.
عزیzم iلاvیو!
ببین این قدر دوستت دارم که قاطى کردم!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ین کاکتیو: تاریخ حقیقتى است که سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است که سرانجام به تاریخ مى پیوندد.
وقتی حضور سبز تو کمرنگ می شود
دست خودم که نیست، دلم تنگ می شود![]()
دل تو وقتی می گیره
دل من می خواد بمیره
حاضرم دلم فدات شه
تا که قلب تو نگیره
کاش یارب آشناییها نبود
یا به دنبالش جدایی ها نبود
یا که او با من نمی شد آشنا
یا که او از من نمی کردی جدا
زن از شوهرش میپرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟
مرد می گه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف کنم؟
مهمان: آقا تشریف دارند؟
مستخدم: نه خیر، رفته اند مسافرت.
مهمان: برای تفریح؟
مستخدم: نه خیر، با خانم رفته اند!![]()
اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی می گن؟
می گن: هه هه هه! این فیل لباس خواب آبی پوشیده!
حالا اگه یه فیل لباس خواب صورتی بپوشه بهش چی می گن؟
می گن چقدر لباس خواب صورتی بهت میاد!
حالا اگه یه فیل لباس خواب سفید بپوشه بهش چی می گن؟
می گن این هم خوبه، ولی صورتیه بیشتر بهت میومد!
حالا اگه یه فیل لباس خواب سبز بپوشه بهش چی می گن؟
می گن: ااااااااااااااااااااه برو بکپ دیگه! چقدر لباس خواب عوض می کنی!![]()
لره می ره ثبت احوال می گه یه شناسنامه واسه بچه ام می خوام. می گن اسمش چیه؟ می گه "شورلت". می گن این که اسم ماشینه! یه اسمی بذار که به نام پدر و مادر بیاد. می گه خوب به اسم ما میاد دیگه... من "بیوک" آقا هستم، همسرم هم "خاور" خانم!![]()
دانشمندان دارن تحقیق می کنن که یک انسان تا چند وقت می تونه بدون مغز زندگی کنه.
یه لطفی کن زنگ بزن سن خودتو بهشون بگو!![]()
ز خرخوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد
دلا رو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد
ایام جانگداز امتحانات بر همه دانشجویان
تسلیت باد!
خدایا! به آنان که حال ما را نمی پرسند، یک هفته اسهال مکرر عنایت فرما!![]()
دستت رو بذار روی سرت...
چیزی حس نمی كنی؟
تعجب نكن، بعضی از بزها شاخ ندارند..!![]()
MARAb-T920b
این طوری نمی تونی بخونیش، برو بگیرش جلوی آینه.
روزی فرا خواهد رسید که شیطان فریاد برآورد آدمی پیدا کنید، سجده خواهم کرد...!
- دکتر شریعتی
نظر دادن یادتون نره دوستای![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
علیرضا
م دیگه درسای دانشگاه نمیزاره که زیاد اینترنت بیام و آپ کنم ولی همچنان آهسته آهسته ادامه میدم
به ما سر بزنید![]()
دوستتون دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هروقت از کسي جدا شدي بهش بگو براي هميشه خداحافظ هرچند با اين کار قلب او را ميشکني واو را نارحت ميکني ولي از انتظارنجاتش ميدهي
سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي
اولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميشكنه و ميره . دومين کسي رو که دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره . بعدش مياي ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكني که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه…..اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه و عشقي وجود نخواهد داشت.
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد
يادته يه روز بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش ميگيره، گفتم: يه خواهش دارم، وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتي: چشم، حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نميباره، تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم ميخندي
كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش، ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه
زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس بخندو ببخش و
فراموش کن
ببين ديگه به اين شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخي هم ندارم ميخوام اين خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيداکني
انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است
سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي
ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ وقت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسيرقلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست
اگه يه روز خواستي بري حتما خبرم کن قول ميدم ازت نخوام بموني ولي ازت ميخوام زود برگردي
اگه يه روز رفتي و برنگشتي بهت قول نميدم منتظرت ميمونم اما ازت يه خواهش دارم وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات
تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.
بازهم کبوتراحساسم بال مي گشايد تادرآبي بي کران آسمان قلبت به پروازدرآيد.گويا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجايش ذهنش نيست.
اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم
سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد
تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم, به ما مي دهد!
من اون ماهي قرمز کوچولوهستم تو دل شيشه اي تو
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من ميميرم
اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ
زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني
ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم
هر کجا که هستي بلوتوث قلبت رو روشن کن تا تمام وجودم رو برات سند کنم.
تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند
هواشناسي طي 24 ساعت گذشته اعلام کرد
:
.
.
.
اينجا يه نفر خيلي دلش هواتو کرده
دستتو مشت کن..... مشته؟
مشته مشته؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشي دوريمو نبيني......!!!
ميدوني اگه تموم زنبوراي دنيا نيشت بزنن حقته چون تو خيلي گلي
اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم
بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد...... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان... پس از گذشتن!
بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.
ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است.
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
عشقي که تو را نثاره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت
هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد
هر کي با زمزمه عشـق دو سه روزي عـاشقـم شـد عشـق اون باعـث زجـر همـه دقايقـم شـد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد
دنيا دوروز است : يک روز با تو ويک روز برعليه تو روزي که باتوست مغرور نباش وروزي که برعليه توست صبور باش هردو پايان پذيرند
هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است يکي باش براي يک نفر ...نه تصويري مبهم در خاطره ها
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم - ماركوس گداوير
حكايت جالبي ست كه فراموش شدگان هرگز فراموش كنندگان را فراموش نميكنند
آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد
ظاهر و باطن شما بايد با هم همساز باشند, هدفهايتان بايد به بلنداي قامتتان و صبر و بردباريتان به وسعت تمام وجودتان باشد. براي اينکه درون و بيرونتان يکسان پرشکوه و متعالي شود بايد براي خود فلسفه زندگي داشته باشي
عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي . اما دوست داشتن پيوندي است خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد
زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو
عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.
هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند، به دنبالش برويد، اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد
قوانين شاد زيستن : 1- اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد . 2 - اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد. 3 - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از ان دوري کنيد آن را تغيير دهيد. 4 - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري کنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد. 5 - با تغيير نگرشتان نسبت به چيزهايي که انها را دوست نمي داريد انها را بپذيريد
بگير اين گل از من ياد بودي که تنها لايق اين گل تو بودي فراوان آمدند اين گل بگيرند ندادم چون عزيز من تو بود
مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد
هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته.
زندگي مثل يك پيانوست . همان چيزي را مي شنوي كه مي نوازي
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن.
شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد.
به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است.
عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است
منو عشق آسمونيت منو اون نامهربونيت منو حرفاي نگفته منوکشته زخم دوريت.
منو باور نگاهت منو حادثه هاي خامت من و تو و ياد و خيالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا يه لحظه من اسير لحظه هامون
گفتي نمي خواي بموني کنارم برو ديگه باهات کاري ندارم
واسه عشق آسمونيتون همه مهربوني تو دلم جايي برات ندارم
گفتم نمي خواي ببيني کي هستم همه زندگيمو پاي تو بستم
بيا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
يادته شباي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو
حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو
همه زندگيم بود به پاي تو بودن نفسم بود براي تو
ولي راحت کردي تو فراموشم فکر کردي شمعمو من تموم مي شم
سرت شلوغه آخه وقت نداري همگاني شدي تو که شان نداري
تو که مي گفتي چيزي کم نداري وقتي با مني هيچ وقت غم نداري
پس ديدي زير پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
مي خوام باهم باشيم هنوز تا ابد اگه اين دستو نبردم بريم دست بعد
يادته شبهاي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو
حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو
زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد
در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم
وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه
اميد بهترين چيزهاو انتظاربدترين چيزها را داشته باش،زندگي يك بازي است وما هيچ كدام تمرين نداريم
يك روز رسد غمي به اندازه كوه
يك روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه زندگي چنين است گلم...
در سايه كوه بايد از دشت گذشت
نه از رومم نه از زنگم همان بي رنگ بي رنگم!
هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...
همه مي گويند عاشقي يک شب است و هزار شب پشيماني.اکنون هزار شب پشيمانم که چرا يک شب عاشق نبودم.
مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر بهم نخوره.پس اگه کسي رو دوست داري براي داشتنش سالها صبرکن.
ويليام شکسپير ميگه: اون وقتي که فکر مي کني کسي نيست که حرف دلت رو بفهمه ، کسي هست که واسه ديدنت روز شماري مي کنه
هر قطره اشک نشانه دل شکسته گيست، هر سکوت نشانه تنهايي است هر لبخند نشانه مهرباني است و هر اس ام اس نشانه دل تنگي من براي توست
در زندگي چنان مشغول كار باش كه حتي فرصت پيدا نكني كه بينديشي در دنيا چيزي به نام
نا اميدي وجود دارد
اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اينکه يه خاطره به جا مي ذاره
مي تونه يه تجربه هم به جا بذاره پس سعي کن خاطره هاي خوب و تجربه هاي مفيد رو به خاطر بسپاري.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
آنکس که مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشدرهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
اين دوتا هم از دوست خوبم سودا گر مرگ :
هر كه از يار تحمل نكند يار مگويش،و آنكه در عشق ملامت نكشد مرد نخوانش
بيهوده متاز ، مقصد خاك است
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي
هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي
عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند
در اين دنياي نامردان که مردانش عصا از کور مي دزدند منم خوش باور نادان محبت آرزو کردم
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
اگه سلطنت بلد نباشم سلطنتنميکنمٍ اگه زندگي بلد نباشم زندگي نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو يادميگيرم
من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست
سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد
آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند.
با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا
بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ... تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ... پرواز كن قناري و نترس ... آسمان براي تو بي انتهاست
بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود.
ديگه يار نمي خوام وقتيکه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي که وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟؟؟
اگه مغرورم اگه زخمي و خسته ام تو ببخش اگه دورم اگه زندوني و بسته ام تو ببخش
آرزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد
شايد زندگي اون جشني نباشه که انتظارشو داشتي ولي حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا
تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگر روزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم
طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا ميشه
خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند
ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان
در غريبي ناله ها کر دم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگرکردم مرگ هم يادم نکرد
چنين با مهرباني خواندنت چيست ؟ بدين نامهرباني راندنت چيست ؟ بپرس از اين دل ديوانه من که اي بيچاره ماندنت چيست ؟
مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده اش ميده ... ولي من که بهترين بنده اش نيستم ..پس چرا تورو به من داده ؟!
مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم چون فقط من بايد دورت بگردم
بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم
نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي
دوستت دارم.به وسعت يه کهکشان.اي نام تو مرهم روح و روانم مي خوانم از تو و مي گويم که به پاي تو مانند شمعي آب مي شوم تا پايان.
پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي
دو سه ده سال که از عمر گذشت آينه بانگ زند اي جوان پير شدي قله ي عمر گذشت، باخبر باش که از قله سرازير شدي
درشيريني بوسه غرق بوديم که ناگهان شوري اشک رابر لبانم احساس کردم وفهميدم که اين بوسه جدايي است.
دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
سلام از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم ببخشيد قلب شما مستاجر نمي خواد؟؟؟؟
عشق دروغي بود که در تمام اين سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگيني داشت همين اشتباه کوچک
مي خوام به کسي که خودش مي دونه کيه بگم:
دوستت دارم! با تمام نا مهربونيات با تمام....بازم دوستت دارم
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال
كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند
وقتي با 1 انگشت به سمت کسي اشاره مي کني و مسخرش ميکني اگه خوب به دستت دقت کني 3 تا انگشتت به سمت خودته
الهي بميرم سياه پوشت کنم نه آنکه بمانم و فراموشت کنم
از اينکه زندگيتان پايان مي يابد نترسيد ...از اين بترسيد که زندگي را هيچ گاه آغاز نکنيد
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر
شداز گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
يادگار تو برايم چه بود جزء خنده اي که تا بي نهايت بر تابوت چهره ام مي ماند . تو را به دريا مي پنداشتم آبي و پاک ، چه مي دانستم دريا هم رود مي بلعد
عاشق: گفته بودند عشق طوفان مي كند هر چه مي خواهد دلش ان مي كند گفته بودند عشق درد بي دواست علت عاشق زعلت ها جداست آري اكنون آگه از آن مي شوم زان همه جستن پشيمان مي شوم چند روزي هست حالم ديدني است حال من از اين و آن پرسيدني است
فرشتهها وجود دارند اما بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم: دوست!
تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسانتر است، تحمل اندوه از گدايي شادي راحتتر است. بهتر است انسان بميرد تا به گدايي زندگي برخيزد
اگر ميتوانستم مجازاتت کنم از تو ميخواستم به اندازهاي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي.
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند
بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد
ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري
برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني!
يك رو تو جهنم همديگهرو ميبينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو ميپرستم!
به تو يك «سمبوسه» ميدم كه دو حرف اولش مال دشمنانت باشه و چهار حرف آخرش مال خودت باشه!
جبران خليل جبران ميگه:تنها عشق و مرگ هستند که همه چيز را دگرگون ميکنند
من پر از حرف سکوتم خاليم رو به سقوطم بي توو آبي عشقت تشنه ايم کوير لوتم نميخوام آشفته باشم آرزوي خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش شبو از قصه جدا کن چکه رو باور من خط بکش رو جاي پاي گريه هاي آخر من
بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا
هر وقت بعد 120 سال رفتي اون دنيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت
هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نميتواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او
رسول خدا(ص): کسي که حاجت برادر مومن خود را برآورده سازد ، مانند کسي است که عمر خود را به عبادت گذرانيده باشد)
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه: يعني اومدن دوبارهي تو...، ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم
آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم
هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم
گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي
از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري براي با تو موندن تا هميشه دوستت دارم.
در اين دنيا کسي عاشق نمي مونه اخه هيچ کس از اون چيزي نمي دونه همه مي خوان بگن که عاشق هستن ولي انگار همه دنيا پرستن کسي که عاشقه دنيا نداره اخه دل که با اون کاري نداره!!
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
دستتو بکن تو موهات و يک تارشو بگير تو دستت.....گرفتي؟حالا اوني که تو دستته.همونو به صد تا دنيا نميدم
كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
من ياد گرفتم ، که سالها طول ميکشه که بين آدمها اعتماد بوجود بياد ولي فقط يکمي سو ظن (نه دليل) کافيه که همشو از بين ببره
معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود
يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه
من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم
بي تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم هاي هاي گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهاي بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميداني که هستم؟ تو به من خنديدي و گفتي که باز هم در اين دنياي زيبا چشم بر خوبيها بستم
گوييم که بيدار شديم اين چه خيالست بيداري ما چيست بيداري طفلي است که محتاج لالاست
عشق چيست؟؟؟؟سه ثانيه نگاه، سه دقيقه خنده، سه ساعت صفا، سه روز آشنايي، سه هفته وفاداري، سه ماه بيقراري، سه سال انتظار سي سال پشيماني.
کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
پيام زرتشت: خرد بر پايه ديدن و پژوهيدن استوار است نه بر پندار باقي و پيش داوري و شنيدن. کسي که بر قلب خود غلبه نکرد ، بر هيچ چيز غالب نخواهد شد. نيکي و سود خويش را در زيان ديگران مخواه. هر گفتار و کرداري را با ترازوي عقل بسنجيد و آنگاه اگر نيک آمد به پيروي از آن پردازيد. فرزانگان هستند که درست بر مي گزينند ، نه بدانديشان. نيک ميدانم که هيچ نيايشي نيست که از جان و دل بر آيد و بي پاسخ بماند. فزون تر از تن زن ، دل و جان و روان او را در يابيد و بر آن ارج نهيد. تنها راه رستگار
تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم!
گل نيست چنين سركش و رعنا ، كه تويي مه نيست بدين گونه فريبا ، كه تويي غم برسر غم ريخته ، آن جا كه منم دل برسردل ريخته ، آنجا كه تويي
يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه
من از تجربه هاي تلخ آموختم که هيچ شاخه اي از هيچ ساقه اي جدا نيست و هيچ ساقه اي از هيچ برگي راضي نيست...برگ از درخت دلخوره پاييز بهانه اي بيش نيست...پرنده هميشه بر درخت ثابت نيست...اما تو بي حاصل به خاک ايمان آوردي؟...ميشه مثل يه قطره اشک منو از چشمهات بندازي...ولي من نمي تونم جلوي اشکم رو که از رفتن تو سرازير شده بگيرم...ببين ..من يه دل دارم که کارش منت کشيدنه....تو مقصر نيستي خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم
از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند عشقها را همه با دور كمر ميسنجند خب، طبيعي است كه يك روزه به پايان برسند عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسند
زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است
تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا
زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم!
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم
اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم
عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم
بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد
ب
راش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"
با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح
ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود
اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي داشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش
گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم
کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست
وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن
پرحرفه.......................................... ......... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه........................................ ........... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه
سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه باران زده
ديدي غزلي سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود
عاشق شده بود
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
هميشه سعي کن با کسي دوست شوي که دلش بزرگ باشد.چون خودت را براي ورود به قلبش کوچک نکني.
من به دنبال کسي ميگردم که غمش را با من تقسيم کند من دلم را با او و پس از آن هر دو با هم به تماشاي بهار برويم.
دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش
اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات مي نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولي بدون اون روز روزه مرگ عشق منه
قد تا قابلمه با هرچي لب تو عالمه مي بوسمت قبل همه. به شرطي که بهم بگي دوست دارم يه عالمه. حالا دوسم داري يه عالمه؟
برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم
انگار ولگرد شده بودم به جستجوي نشاني ات به تمام جهان سر زدم اما نبودي به دور رفتم حتي به سرزمين خوشبختي در افسانه هاي پدربزرگ كه حقيقت نداشت هيچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودي
نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود
هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم
اون وقتي که فک مي کني کسي نيست که حرف دلت رو بفهمه ، کسي هست کسي هست که واسه ديدنت روز شماري مي کنه.
سرزمين عشق رشته کوهي است به نام صفا که اين رشته کوه آبرفتي دارد به نام وفا و اين آبرفت به پيچي مي رسد به نام وداع( به اميد اينکه هرگز به اين پيچ نرسيم.
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم
وگرنه دلبر پيمانه شکن فراوان است.
پ
در عشق بسوزد كه سوزاند جگرم دوست دخترم مادر شدو من هنوزم پسرم
اگه گفتي اين چيه؟
>->O
اين منم که از دوريه تو مردم.
سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که ميافتي در آغوشم بگيرمت
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است
چشمهاي تو به من مي بخشد شور و عشق و مستي و تو چون مصرع شعري زيبا سطح برجسته اي از زندگي من هستي
درشکه اي مي خواهم سياه که ياد تو را با خود ببرديا نه نه!!! ياد تو باشد مرا با خود ببرد
تکيه بر ابر کردم ابر ناليدن گرفت
تکيه بر آب کردم دريا خروشيدن گرفت
تکيه بر ديوار کردم خاک بر فرغم نشت
خاک بر فرغش نشيند آنکه يار از من گرفت
من ، تو ..........مقصر ويرگول است
از ميان تمام بازي هاي کودکانه تنها" يادم تو را فراموش "را خوب بلد بودي
گاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم مياره
افسوس که عشق جاودانه نيست.عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد. عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز ميترسد
دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل
يه دکمه از اون گوشي همراهت رو به ياد من بزني . حتي بي معني هم باشه خوشحال ميشم . چون يقين ميکنم که به ياد منهستي
هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسيرقلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست
وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني به تو فکر مي کنم
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود
ميروي و من فقط نگاهت ميكنم تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم بي تو، يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يك لحظه باقي است و شايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم
اي که دور از من و در قلب مني با خبر باش که دنياي من شاديت شادي من غصه ات غصه من قلب تو خانه من خانه تو قلب من.....
روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك
كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود
دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت
وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم ، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده
داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ،اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند
تبسم نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!
درون کوچهً قلبم، چه غمگينانه مي پيچد صداي تو که مي گفتي ، به جز تودل نمي بندم
من و تو مثل دو خط موازي هستيم که اگه م به هم نرسيم هميشه در کنار هم هستيم
ميدوني فرق تو با روز چيه؟ روز بايد 30 تاش رو جمع کني تا 1 ماه بشه اما تو همين جوري ماهي
ميدوني علت کسوف و خسوف چيه ماه و خورشيد واسه ديدن تو دعوا مي کنن
اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد
فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکران… زلال که باشي، آسمان در توست
حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين ميخوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم
سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور كن نمي توان سرنوشت را از سر نوشت
باران نمي شوم که نگويي با چه منتي خود را به شيشه مي کوبد تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم.ابر مي شوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و مرا در اسمان نگاه کني...
با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند.
چشمانت کارناوالِ آتشبازيست !يک روز در هر سالبراي تماشايش ميروموَ باقيِ روزهايم راوقفِ خاموش کردنِ آتشي ميکنمکه زيرِ پوستم شعله ميکشد !
چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهايي ببين مرگ مرا در من که مرگ من تماشايي است مرا در اوج مي خواستي تماشا کن ...... تماشا کن
دفترم را باز مي كنم .اولين صفحه حكايت از رفتنت دارد.. به صفحات ديگه نگاه مي كنم .تمام صفحات را از نبودنت.از غم دوريت از چشم انتظاريم واميد به باز گشتت پر كرده ام... تنها يك برگ سفيد باقي مانده كه براي آمدنت خالي گذاشته ام.
تکه هاي قلبم را با تو قسمت مي کنم. شايد هيچ اثري براين سرماي زمستاني نداشته باشد؛اما....... براي لحظه اي مي توني ،گرماي عشق واقعي را در دستانت حس کني
با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم، بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم
عشق از دوست داشتن پرسيد فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يك سلام شروع ميشوم و تو با يك نگاه. من با يك دروغ از بين ميروم و تو با مرگ
کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم کفشاي پاره ميخريم اسباب کهنه ميخريم بي اختيار داد ميزنم کهنه فروش قلب شکسته ميخري
زرد است که لبريز حقايق شده است...تلخ است که با درد موافق شده است ...شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است
هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم
تو با موبايلت چيکار کردي
.
.
.
.هرچي زنگ مي زنم
.
.
..
.ميگه مشتر ک مورد نطر در قلب شماست
ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ . . . .نميدوني؟ ***** قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزون
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني .
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام
يک دقيقه سکوت براي روياهاي شيرين کودکي، که هرگز باز نخواهند گشت!
من دلتنگ بودم تعبير سکوت گيجم کرد. ديدم که درخت هست. وقتي که درخت هست پيداست که بايد بود و رد روايت را تا متن سپيد دنبال کرد . تو هم با من بمان ، من و تو تنها با هم به حقبقت مي رسيم.
گفتي:دور منو خط بکش. کشيدم...حالا تو در محاصره ي مني
بعضي وقتا چشمام به قلبم حسودي شون مي شه .. مي دوني چرا ؟ چون .. تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري
1000 دستگاه ريو
1000 کيلومتر اسکناس
100 واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
.
.
.
.
فداي يه تار موي تو دوست عزيز
وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم.
اگه يه روز ديدي که تموم درخت هاي کوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ...چون هنوز منو داري که بهم تکيه کني
سلام مي کنم به باد،
به بادبادک وآفتاب
به چشمهاي مهربان تو
باورکن من به يک پاسخ کوتاه،
به يک سلام ِ سر سري راضيم!
آخر چرا سکوت مي کني؟
اگر مي دانستي رفتنت مرا ميشكند.....شايد نمي رفتي و مرا با تنهاييم تنها نمي گذاشتي يا كه هنگام رفتن آخرين نگاهت را تقديم
قلبم مي كردي تا بر سر در آن به يادگاربماند.
اين شعرو مينويسم
........................
.......................
سطر سطر نوشته هايم با اشکهايم پاک شد
زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار هست ..... ياد تو تکرار هست
همين روزا ميان دستگيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست
اگر چه تنهايم اما تنهايي را دوست دارم چون لحظه لحظه اش خاطرات تو را تازه مي کند.
يك ساعت يعني 60 دقيقه و يك دقيقه يعني 60 ثانيه اما هيچ كس به من نگفت 1 ثانيه بدون تو يعني 60 سال
نظر یادتون نره که دلم میشکنه ها![]()
شما دلتون میاد دل منو بشکونید![]()
![]()
خوش بگذره فعلا بای![]()
سلام بنا به درخواست دوستان
من اگر تنها ترین تنها که باشم باز هم خدا هست
خدا جانشین همه نداشته ای من است
دکتر شریعتی
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند
و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ،
پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
غبار کینه رو شستم همه حرفاتو بخشیدم
کسی تو اینه پیدا شد که قبل از این نمی دیدم
.
در این دنیاى نامردان كه مردانش عصا كور می دزدند
من خوش باور نادان محبت ارزو كردم
ما سوخته دلان ساکن کوی غمو دردیم در رفاقت شکست خورده ولی توبه نکردیم.
نه بلبل خواهد ز بوستان ها جدائی / نه گل دارد خیال بی وفائی
ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسوم آشنائی
به ترکه میگن یه جمله ی فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد کسانی هستند که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشند. میگن: مطمئنی؟ میگه: صد در صد
میگه: نه ، من فقط می تونم با زن بچه بسازم!!
ترکه زنگ می زنه رادیو میگه : الان صدام داره پخش می شه
میگن : آره . میگه حتی تو نونوایی
میگه : آره میگه خوب پس : اصغر نون نخر ننه ات خریده
به ترکه می گن تو همیشه لپ لپ می خری
میگه آره
بهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟
میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم
به یه ترکه می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش
غضنفرکیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن. طرف میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد
یارو جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش
انجیر رو به ترکه نشون می دن ، می گن این چیه ؟ می گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، یه چوب تهش چپوندن ، تازه شده گلابی!!
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: این چیه دستت؟ ترکه: این خواهرومادر ممده !!
ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید
ترکه با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها
سلام دوستای گلم امروز اول تیر 89 صبح امتحان معماری کامپیوتر داشتم تموم شد.بعدشم اومدم خستگی در کنم که موضوعی واسم پیش اومد کلی دپ شدم.
غرض از این متن این بدونین این جکا که اینجا گذاشتم اصلا خودم نخندیدم
طبق آمار انجام شده نماز میت بیشترین طرفدار را در میان دارد، زیرا :
وضو نمی خواهد با کفش می شود خواند رکوع و سجده ندارد واجب نیست.سالی چند بار بیشتر اجرا نمیشه و تازه بعد از اتمام آن نهار هم میدن ! دوتا رو داشتن اعدام می کردن، به اولی میگن آخرین آرزوتو بگو میگه می خوام خانوادمو ببینم به دومی میگن تو بگو، میگه نزارین خانوادشو ببینه ! به دو دلیل زنها فوتبالیست نمیشن: عمرا ۲۲ تا زن یجور لباس بپوشن ! عمرا بازی بعدی همون لباس و بپوشن ! گاهی سپیدی در سیاهی و گاهی سیاهی در سپیدی اصلا بیخیال شتر دیدی ندیدی
من فقط عاشق اینم از گرسنگی نمیرم
اِنقَدَر زنده بمونم تا که حالتو بگیرم
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم
جای تو ،درد دلامو بخونم واسه لاحافم!
من فقط عاشق اینم وقتایی که با تو تنهام
پودر فلفلو بریزم توو غذای تو ، سرِ شام
عاشق اون لحظه ام که من بخندم و بشینم
حواست به من نباشه ورجه وورجتو ببینم
من فقط عاشق اینم الکی یهو نمیرم
اِنقَدَر زنده بمونم تا که حالتو بگیرم
نویسنده سیاوش نو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(قبلش اینم واسه دوستمون که گفته بودن باید بری سربازی بگم که من معاف شدم
)
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی ![]()
...
صبحانه:
وااا... اقای فرمانده، عسل ندارید؟
ایش چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
...
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...
...
ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد
...
بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)
...
بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.
...
شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!
فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا
نظر یادتون نرها مخصوصا دخترها ![]()
آپدیت بعدی ۲۷/۹/۸۸
حتما به ما سر بزنید
علیرضا![]()
سلام به همه دوستان عزیز و تقدیم به آنها که کنارمان نیستند ولی حس بودنشان به ما شوق زیستن می دهد
علیرضا![]()
عشق یعنی حسرتی در یک نگاه, عشق یعنی غربتی بی انتها , عشق یعنی فرصت اما کوتاه , عشق یعنی مر گ اما بی صدا . . .
ـ اتل متل صداقت
دل به تو کرده عادت
برات دعا می کنم
اینه رسم رفاقت!
ـ از کارخانه قند مزاحم می شم... اجازه هست تو دلتون آب بشم؟
ـ مثل كبريت كشيدن در باد
ديدنت دشوار است
من كه به معجزه عشق ايمان دارم
مي كشم آخرين دانه كبريتم در باد
هر چه باداباد...
ـ سلام. از سردخونه مزاحم می شم!
اینجا یه قلب یخ زده هست که منتظر اس ام اس گرم شماست!
ـ دل من ترانه دارد
غم عاشقانه دارد
به هوای روی ماهت
همه شب بهانه دارد.
ـ شکسته شیشه ی قلبم ، کجایی مرحم دردم ، تو را در غربت عشقم غریبانه صدا کردم ، صدا کردم تو را هستی شنیدی و گذر کردی ، مرا آواره و تنها گدای در به در کردی .
ـ دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ، دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ، دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ، دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ، دلم برای کسی تنگ است ، دلم برای تو تنگ است .
ـ از جرم عشق گر پیش کسم راه نیست ، یا رب تو آگهی که محبت گناه نیست .
ـ هر وقت نتوانستی کسی را فراموش کنی بدان هنوز تو در خاطرش هستی .
ـ شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهایی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد .
ـ دوست دارم شب را به غم تو سر کنم ، دفتری را از اشک چشمم تر کنم ، نام آن دفتر نهم دیوان عشق ، عشق را عنوان آن دفتر کنم .
ـ دل رو زدم به دریا ، زدم برات پیامی ، فقط برای اینکه ، نگی که بی مرامی .
ـ اتل متل لالایی ، گلم چه بی وفایی ، عزیز دل من کجایی ، دوست دارم خدایی .
ـ یک همیشه یکه ! شاید در تمام عمرش نتونه بیش از یک عدد باشه ، اما بعضی وقتا همین یک میتونه خیلی باشه ، یک دنیا ، یک سرنوشت ، یک دوست ، یک خاطره .
ـ در دردها دوست را خبر نکردن ، خود یک نوع عشق ورزیدن است . (دکتر شریعتی)
ـ زندگی زیباست که گاه خاطره ای در میان خاطره ها خاطره ی خاطره ها می گردد .
ـ خواهم که دهم جان به تو میل دلم اینست ، ترسم که پسندت نشود مشکلم اینست ، پروا مکن از قتل من امروز که فردا ، شرط است نگویم به کسی قاتلم اینست ، هرگز نروم جای دگر از سر کویت ، تا جان بود اندر تن من منزلم اینست ، جز وصل رخ دوست نخواهم ز خدا هیچ ، در دهر امیدی که بود در دلم اینست .
ـ امروز را می شناسم با همه زیباییش ، با همه روشنیه خورشیدش که هیچ نمی خواهد بگوید همچون
گذشته جز یک کلام ، قدر امروز را بدان که همیشه فردایی در کار نیست .
ـ مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود ، و چه زشت به من و سادگیم خندیدی ، دل من سخت شکست به تو عشقی پاک که پر از یاد تو بود و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ، تو برو و برو تا راحتتر تکه های دل خود را سر هم بند زنم .
ـ من از عهد آدم تو را دوست دارم ، از آغاز عالم تو را دوست دارم ، چه شبها من و آسمان تا دم صبح ، سرودیم نم نم تو را دوست دارم ، نه خطی نه خالی نه خواب و خیالی ، من آن حس مبهم تو را دوست دارم ، سلامی صمیمی تر از غم ندیدم ، به اندازه غم تو را دوست دارم ، بیا تا صدا از دل سنگ خیزد ، بگوییم با هم تو را دوست دارم ، جهان یک دهان شد هم آواز با ما ، تو را دوست دارم تو را دوست دارم .
ـ من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه تنهایی من شاد بمان .
ـ رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن .
ـ بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم ، به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهای تنها دوست دارم ، منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم ، نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم .
ـ سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات ، اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ، شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش ، اجازه هست از آسمون ستاره بچینم برات ؟
ـ هر وقت گلی را بو کردی هرگز بهش نگاه نکن ، چون اگه نگاهت را به خاطر بسپاره ، شوق دوباره دیدنت اون را پرپر میکنه .
ـ بر سنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش ، او زاده ی غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش .
منتظر نظرات قشنگتون هستم